حلقه ,رينگ ساده ,كرده بودم
خيلي سنگين بود 
كمرم گرفت
لبه تخت نشستم 
دراز كشيدم 
ياد آن شبي افتادم كه حلقه را خريديم ،شب ٢٩ فروردين! 
خسته بودم از صبحش كت و دامن و مانتو و خلاصه همه چيز را با وسواس گشته بودم خريد كرده بودم و با عشق قرار گذاشتم طبقه پايين پاساژ قائم!
او هم خسته بود 
مطمئن بودم  كه حلقه ها را خيلي سريع ميخريم چون بارها صحبت كرده بودم كه من رينگ ساده ميخواهم 
بدون نگين 
ساده 
شيك
مثل خودم منبع اصلی مطلب : تا اطلاع ثانوی عنوان ندارم!
برچسب ها : حلقه ,رينگ ساده ,كرده بودم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : حلقه (٢)